واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
644
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
به صورت سلطان مستبدى همچون محمود و يا مسعود درآيد . شايستهء توجه بسيار است كه شغل منفور صاحب حرس ( رجوع شود به ماقبل ص - 488 490 ) در زمان سلجوقيان بالكل فاقد اهميت گرديد « 1 » . مقام صاحب خبر نيز بلا متصدى ماند . دستگاه جاسوسى حس اخلاقى وحشيان را جريحهدار مى - ساخت . نظام الملك « 2 » كه طرفدار دستگاه مزبور بوده ، پاسخ الب ارسلان را به اين پرسش كه چرا كسى را به مقام صاحب خبر منصوب نمىكند به شرح زير نقل كرده : « چون من صاحب خبرى نصب كنم آنك مرا دوست دل و يگانه باشد با اعتماد و دوستدارى و يگانگى خويش صاحب خبر را وزنى ننهد و او را رشوتى ندهد و آنك مخالف و دشمن من بود با او دوستى گيرد و او را مال بخشد . چون چنين باشد ناچار صاحب خبر هميشه از دوستان بسمع ما خبر بد رساند و از دشمنان خبر نيك و سخن نيك و بد همچو تير باشد ، چون تير بياندازى آخر يك تير بر نشانه آيد ، دل ما هر روز بر دوست گرانتر مى - شود و بر دشمن خوشتر ، پس باندك روزگار دوست دور تر مىشود و دشمن نزديكتر ، تا جاى دوست دشمن بگيرد آنك از آن خلل تولد كند ، كس در نتوان يافت » . منكر نتوان شد كه از اين سخنان نه تنها اعتمادى شريفانه به آدميان مىتراود بلكه گواه بر عقل سليم شخصى است كه هنوز تمدن فاسدش نكرده . دستگاه جاسوسى يك نقص ديگر هم داشت ، به اين معنى كه ممكن بود عليه سلطان به كار رود . مثلا اگر محمود جاسوسانى بر پسر خويش مسعود گماشته بود ( رجوع شود به صفحه 619 ) ، مسعود نيز در دفترخانهء پدر جاسوسانى داشته « 3 » . از ديگرسو نظام الملك كه شغل صاحب خبر را يكى
--> ( 1 ) - نظام الملك ، چاپ شفر ، متن ، 122 ؛ ترجمه 179 . ( 2 ) - همانجا ، متن 65 ، ترجمه 99 . ( 3 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 165 - 164 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 146 - 145 ) .